تبليغاتX
شعر گذاری در شعر
شعر گذاری در شعر
شعر و نقد برترین های دهه ی هشتاد
شعر گذاری در شعر
نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
پشتيباني

من روح نا آرامی دارم

و همیشه دوست داشته ام چیز های تازه ایی را تجربه کنم .

و لابد این:

این کارتقدیم می شود به آن بانو که بخواند می داند و دیگران چه نیاز که بدانند یا ندانند.


-بگذریم با هم

بگذریم از کنار ماشینی که سرخ است

که باران هم اصلن نباریده بر آن

- بگذریم از این خیابان شلوغ که چه شود

ببین

چه از دور می پایند آن زن ها ما را

نکند سراسیمه بگیرمشان در آغوش

چه گناه سرد دزدانه ایست در ذهنم

نگاه نیمه بازت را اگر ببخشی به من

چه بخواهم از ماشین سرخ بگذرم

و بپرم روی زن هایی که

چه نا مهربان دور می شوند از من

نخواه

بگذرم از این خیابان که چه بد

یا کناری بایستم وُ زل بزنم

به سفیدی وسط خیابان

که چه خسته ام امروز

که چه تنها بوده ام امروز

آبی بده مرا از آن بطری در دستت

چه لب های تشنه ایی دارم برای بطری آبت

و آخر تنم

بَه که چه قدم های تندی که نمی روند سمت هیچ سمتی

بیا برویم

که چقدر بی سمت بودن خوب است این روزها

گذر از ماشین سرخ به چه درد می خورد

که آن طرف تر هم چند ماشین سیاه ایستاده است

نخواه این همه گذر از من

که بی گرمی دست هایت چه بر می آید از من

بگذر از اینکه بگذریم از این ماشین ها

بگذر از اینکه نا مهربان باشی با ما


[ ]
+