من به قتل رسیده ام
سه شنبه یازدهم فروردین 1388
من به قتل رسیده ام
شبی که ماه تا نورافکن کشتی پایین آمده بود
من آنجا بودم
و به ماهی ها گفتم
که ساعت از هشت گذشته است
که ما چطور فردا با تورهایمان آن ها را گیر می اندازیم
شب برای ماهی ها و من سرد بود
و آتش کبریت مرگ را از یاد ماهی ها می برد
می آمدند کنار انگشت من
و نور کشتی تا زیر پولک هاشان رفته بود
و قبل تر از آن اتفاق تازه ای در جهان نیافتاده بود
که به ان بخندم
و بلند شدم
همیشه می ترسم از سنگی که می افتد در آب
که پتوی پلنگی روی اتاق نگهبانی اسکله
وحشتناک تر شده بود
کشتی هنوز برایم ادامه داشت
که مردی رفیق
گلوله هایش را به پیشانیم چکاند
من می رفتم برای ماهی ها
تکه های نان بیاورم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت 10:36 توسط یونس معروف نژاد
